مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

237

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

را فرا گرفته بود كرد : « . . . من به طلب اصلاح در امّت جدم قيام كردم . . . » از آن‌جا كه مصداق‌هاى رسيدگى و سرپرستى امّت در گرفتارىهاى عمومىشان ، در جاى جاى مباحث و فصل‌هاى ديگر اين كتاب آمده است ، در اين‌جا به ارائه نمونه‌هاى گزيده‌اى از سرپرستى افراد اين امّت كه نمايانگر گذشت ، مهربانى ، دلسوزى ، بخشندگى و ديگر سجاياى عالى اخلاقى آن حضرت است بسنده مىكنيم . پس از آن نمونه‌هايى از رسيدگى ويژه نسبت به شيعيان را ارائه خواهيم كرد . يكى از غلامان حضرت جرمى مرتكب شد كه سزاوار كيفر بود . امام عليه السلام فرمان به زدن او داد . غلام گفت : سرور من « والكاظمين الغيظ » ( و فروخورندگان خشم ) ، فرمود : رهايش كنيد . گفت : سرور من « والعافين عن الناس » ( و گذشت كنندگان از مردم ) ، فرمود : از تو درگذشتم ! گفت : سرور من ، « والله يحب المحسنين » ( و خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد ) . فرمود : تو به خاطر خدا آزادى و آنچه را به تو مىدادم دوبرابر كردم . « 1 » سائلى در كوچه‌هاى مدينه قدم مىزد تا به درِ خانهء حسين بن على عليه السلام رسيد ، در را كوبيد و اين شعر را خواند : لمْ يَخَبِ اليومَ مَنْ رجاكَ و مَنْ * حَرَّكَ مِنْ خَلْفِ بابِكَ الحَلْقَةَ فَأنْتَ الْجَوادُ وَ أَنْتَ معدنه * أبوكَ قَدْ كان قاتِل الفسقه [ امروز كسى كه به تو اميد بندد و حلقه آستانت را بكوبد ، نااميد نمىشود ؛ و تو بخشنده و كان بخششى و پدرت كشندهء فاسقان بود . ] گويد : در اين هنگام حسين بن على عليه السلام به نماز ايستاده بود ، نمازش را كوتاه كرد و نزد آن اعرابى رفت و چون نشانه‌هاى فقر و مسكنت را در او مشاهده كرد ، بازگشت و قنبر را صدا زد و او پاسخ داد ! اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، لبيك ، فرمود : از خرجى ما چقدر پيش تو هست ؟ گفت : دويست درهم كه فرموده‌اى ميان اهل بيت شما تقسيم كنم . فرمود : آن را بياور ، چون كسى آمد كه از اهل بيت من بدان سزاوارتر است . سپس آن را از قنبر گرفت و به سائل عرب داد و اين شعر را سرود :

--> ( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ص 160 - 161 ، حديث 205 .